و پیرمرد به گناه افتاد
۲۹ / مرداد / ۱۳۸۹با اشاره به من میگفت : کمش کن، کمش کن
کم کردن دیگر برای او سودی نداشت، پیرمرد به گناه افتاده بود و فقط میتوانست به نشانهی افسوس سرش را تکان دهد.
با اشاره به من میگفت : کمش کن، کمش کن
کم کردن دیگر برای او سودی نداشت، پیرمرد به گناه افتاده بود و فقط میتوانست به نشانهی افسوس سرش را تکان دهد.
برای دیدن پست های قبلی به این صورت عمل کنید : N = 2 - http://ehdi.in/blog/page/N/